جشن بی محتوا...
باز هم توانایی های خوب هانیه توسلی در فیلم عصر روز دهم در جشن خانه سینما نادیده گرفته شد
نمی دونم این جشن به کجا داره میره...
اولین وب سایت تخصصی هانیه توسلی
باز هم توانایی های خوب هانیه توسلی در فیلم عصر روز دهم در جشن خانه سینما نادیده گرفته شد
نمی دونم این جشن به کجا داره میره...
بالاخره بعد از این چند سالی که برای هانیه جون می نویسم . موفق شدم از نزدیک ملاقاتش کنم و چند کلمه باهاش صحبت کنم.
بعد از این دیدار روحیم عالی عالی بود...
پ.ن:
رفته بودم تئاتر پرفوسور بوبوس اونجا بعد از تماشای این نمایش بسیار زیبا بیرون تئاتر شهر باهاش صحبت کردم...
بالاخره بعد از این چند سالی که برای هانیه جون می نویسم . موفق شدم از نزدیک ملاقاتش کنم و چند کلمه باهاش صحبت کنم.
بعد از این دیدار روحیم عالی عالی بود...
پ.ن:
رفته بودم تئاتر پرفوسور بوبوس اونجا بعد از تماشای این نمایش بسیار زیبا بیرون تئاتر شهر باهاش صحبت کردم...

اول از همه جا دارد از حمید پنداشته (روابط عمومی سریال) که زحمت هماهنگی این گزارش را کشیده است تشکر کنم
ساعت 3:30 به شمس العماره می رسم. حیاط این خانه بسیار بزرگ است. سگی در زمین تنیس حیاط خانه وجود دارد. جلوتر می روم و به راه پله های پیچ در پیچ شمس العماره می رسم. پایین راه پله خانه چند ماشین پارک شده است. در کار ماشین ها هم ( زیر تیرآهن هایی که گاهی در سریال هم معلوم هستند) چند کارگر مشغول کار های ساختمانی هستند. از پله ها بالا می روم. یک تابلوی کوچک در میان راه پله های مارپیچ حیاط وجود دارد که روی آن اطلاعات مربوط به طبقات ساختمان نوشته شده است. در واقع شمس العماره، دفتر و شرکت فیلمسازی (حنان فیلم) تهیه کننده سریال، رامین عباسی زاده است. هنوز به بالای پله ها نرسیده ام که فواد محبوب (دستیار دوم کارگردان) من را می بیند و من خودم را به او معرفی می کنم. او هم می گوید که باید صبر کنم تا گروه ضبط شان تمام شود. گروه در بالای پله ها (جلوی درب خانه رحمت و زیور) مشغول فیلمبرداری هستند و گویا ندا مقصودی (شریفه) و علی کیان ارثی (امید) مشغول بازی هستند. بعد از اینکه ضبط با صدای آلاله هاشمی (مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان) به اتمام می رسد، فواد من را به آلاله هاشمی معرفی می کند و خانم هاشمی به من خوش آمد می گویند و از من می خواهند که اگر خواستم با بازیگری صحبت با کنم با خودشان هماهنگ کنم و مزاحم کار آنها نشوم. با هاشمی وارد خانه می شویم. وارد فرهاد آئیش (رحمت) می آید و برنامه های سفرش را در روزهای ضبط با هاشمی چک می کند که گروه در هنگام نبود او دچار مشکل نشوند. آئیش به هاشمی هم پیشنهاد می کند که بعد از اتمام کار حتما به سفر برود. لباس های آئیش متفاوت است و با لباسی زرد که روی آن لباس همان جلیقه ی همیشگی اش را پوشیده و کت و شلواری طوسی به تن دارد
ادامه متن در ادامه مطلب ! :