X
تبلیغات
هانیه توسلی

هانیه توسلی

اولین وب سایت تخصصی هانیه توسلی

جشن بی محتوا...

سلام

باز هم توانایی های خوب هانیه توسلی در فیلم عصر روز دهم در جشن خانه سینما نادیده گرفته شد

نمی دونم این جشن به کجا داره میره...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 3:32  توسط فرید  | 

دیدار...

سلام

بالاخره بعد از این چند سالی که برای هانیه جون می نویسم . موفق شدم از نزدیک ملاقاتش کنم و چند کلمه باهاش صحبت کنم.

بعد از این دیدار روحیم عالی عالی بود...

پ.ن:

رفته بودم تئاتر پرفوسور بوبوس اونجا بعد از تماشای این نمایش بسیار زیبا بیرون تئاتر شهر باهاش صحبت کردم...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 0:3  توسط فرید  | 

دیدار...

سلام

بالاخره بعد از این چند سالی که برای هانیه جون می نویسم . موفق شدم از نزدیک ملاقاتش کنم و چند کلمه باهاش صحبت کنم.

بعد از این دیدار روحیم عالی عالی بود...

پ.ن:

رفته بودم تئاتر پرفوسور بوبوس اونجا بعد از تماشای این نمایش بسیار زیبا بیرون تئاتر شهر باهاش صحبت کردم...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 0:1  توسط فرید  | 

از عشق سخن میگویم نمیدانم مشتری دارد یا نه؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 23:35  توسط فرید  | 

گزارش اختصاصی سینما روز از پشت صحنه «شمس العماره»

در اولین روز از پاییز امسال، من مهمان اهالی شمس العماره بودم. خانه ای بزرگ در بلند ترین نقاط تهران که در انتهای یکی از کوچه های دارآباد است

 http://www.cinemarooz.com//images/stories/news/shamsolemare%20p2.jpg

اول از همه جا دارد از حمید پنداشته (روابط عمومی سریال) که زحمت هماهنگی این گزارش را کشیده است تشکر کنم

ساعت 3:30  به شمس العماره می رسم. حیاط این خانه بسیار بزرگ است. سگی در زمین تنیس حیاط خانه وجود دارد. جلوتر می روم و به راه پله های پیچ در پیچ شمس العماره می رسم. پایین راه پله خانه چند ماشین پارک شده است. در کار ماشین ها هم ( زیر تیرآهن هایی که گاهی در سریال هم معلوم هستند) چند کارگر مشغول کار های ساختمانی هستند. از پله ها بالا می روم. یک تابلوی کوچک در میان راه پله های مارپیچ حیاط وجود دارد که روی آن اطلاعات مربوط به طبقات ساختمان نوشته شده است. در واقع شمس العماره، دفتر و شرکت فیلمسازی (حنان فیلم) تهیه کننده سریال، رامین عباسی زاده است. هنوز به بالای پله ها نرسیده ام که فواد محبوب (دستیار دوم کارگردان) من را می بیند و من خودم را به او معرفی می کنم. او هم می گوید که باید صبر کنم تا گروه ضبط شان تمام شود. گروه در بالای پله ها (جلوی درب خانه رحمت و زیور) مشغول فیلمبرداری هستند و گویا ندا مقصودی (شریفه) و علی کیان ارثی (امید) مشغول بازی هستند. بعد از اینکه ضبط با صدای آلاله هاشمی (مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان) به اتمام می رسد، فواد من را به آلاله هاشمی معرفی می کند و خانم هاشمی به من خوش آمد می گویند و از من می خواهند که اگر خواستم با بازیگری صحبت با کنم با خودشان هماهنگ کنم و مزاحم کار آنها نشوم. با هاشمی وارد خانه می شویم. وارد فرهاد آئیش (رحمت) می آید و برنامه های سفرش را در روزهای ضبط با هاشمی چک می کند که گروه در هنگام نبود او دچار مشکل نشوند. آئیش به هاشمی هم پیشنهاد می کند که بعد از اتمام کار حتما به سفر برود. لباس های آئیش متفاوت است و با لباسی زرد که روی آن لباس همان جلیقه ی همیشگی اش را پوشیده و کت و شلواری طوسی به تن دارد

ادامه متن در ادامه مطلب ! :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 22:42  توسط A.H  |